هیچ قصد برگشتن به این اختلالآباد وبلاگستانی را نداشتم. اما این سکوت دردانگیز من را فراخواند به آلونک اینترنتیام در اینجا. علیرغم اطلاع رسانی گسترده و استکبارستیزم کسی اعتنایی بر کامنتپراکنیهای مشعشعم ننمود و آدرس وبلاگ را به مکان جدید تغییر نداد جز دو-سه نفر. من هم چون دیگر شهروندانی که از اختلالآباد مهاجرت نموده بودند به بلادفرنگ و در دامان امپریالیسم جهانخوار بساط عیش گسترده بودند، بار و بنهام را برداشته و در آنور آبها (بلاگرآباد) رحل اقامت گزیده بودم. اما چه سود که دوستان را حالی نبود دست در لینکستانشان ببرند و عریضهی ما را به ساز تعویض بنوازند.
دردانگیزتر آنکه کنتور کامنتهایمان در خانهی جدید بیشتر از یکی دو شماره نمیاندازد و شدیدا از دریافت کامنتهای بازرگانی محروم گشتهایم و کسی را حوصلهای نیست با سرعت قوزمیت اینترنت وطنی در سیستم کمی سنگین بلاگر گوهرافشانی بکند و نظر و حرف و حدیثی بنگارد. شاید بد نباشد نوشتههای بیبو و خاصیتمان را به صورت موازی در هر دو وبلاگ نشر بدهیم، تا هم از امکانات خفن اوشان بهره ببریم و هم از مزایای مخاطب برانگیز ایشان.
